لغت نامه دهخدا
گنبد کوز. [ گُم ْ ب َ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
میل در سرمه دان نرفته هنوز
بازیی بازکرد گنبد کوز.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 312 ).رجوع به گنبد گوز شود.
گنبد کوز. [ گُم ْ ب َ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
میل در سرمه دان نرفته هنوز
بازیی بازکرد گنبد کوز.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 312 ).رجوع به گنبد گوز شود.
کنایه از آسمان است