گشن امدن

مترادف‌ها

گرسنه آمدن

متضادها

سیر آمدن

لغت نامه دهخدا

( گشن آمدن ) گشن آمدن. [ گ ُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) طالب نر شدن: غنجه؛ زن بگشن آمده:
ز دشت رم گله در هر قرانی
بگشن آید تکاور مادیانی.نظامی.

فرهنگ فارسی

( گشن آمدن ) طالب نر شدن

کلمات مرتبط