لغت نامه دهخدا
چخین. [ چ َ / چ ِ ]( ص ) ریم آلوده و چرکین را گویند، یعنی زخمی که چرک وریم داشته باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). ریم آلوده و چرکین و زخمی که چرک و ریم داشته باشد. ( ناظم الاطباء ). ریمگین. ( از جهانگیری ) ( شرفنامه منیری ). رجوع به چخ شود. شوخگین. ( شعوری ).