ورنجه

مترادف‌ها

رنج، درد

لغت نامه دهخدا

ورنجه. [ وَ رَ ج َ / ج ِ ] ( اِخ ) نام مردی بوده آلانی از مبارزان لشکر روس، و آلان شهری است در ترکستان. ( انجمن آرا ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || رشیدی نویسد: ورنجه حجره بالای حجره و همچنین ورواره که برباره نیز گویند. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران