هجهج

لغت نامه دهخدا

هجهج. [ هََ هََ] ( ع اِ ) زمین درشت خشکسال رسیده. ( منتهی الارب ). و عبارت اللسان چنین است: الارض الصلبة الجدبة التی لانبات بها. ( از اقرب الموارد ). ج، هجاهج. ( اقرب الموارد ). || کلمه ای است که گوسپندان را زجر کنند به وی. ( منتهی الارب ). در صورت مبنی بودن بر سکون، زجراست برای غنم. ( اقرب الموارد ). رجوع به هجاهج شود.
هجهج. [ هَُ ج َ هَِ ] ( ع اِ ) قچقار. || آب نوشیده و خورده. ( منتهی الارب ).

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز