نچ نچ کردن
مترادفها
وراجی کردن، پرحرفی کردن
لغت نامه دهخدا
نچ نچ کردن. [ ن ُ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول،تأسف خوردن بر کاری که دیگری کرده است و تأیید نکردن آن. || مِن مِن کردن. خرده گیری کردن.
فرهنگ معین
(نُ نُ. کَ ردَ ) (مص ل. ) ۱ - تأسف خوردن بر هر کاری. ۲ - خرده گیری کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تاسف خوردن برکاری که دیگری انجام داده.۲ - قبول نکردن. ۳ - خرده گیری کردن.
ویکی واژه
تأسف خوردن بر هر کا
خرده گیری کردن.
جمله سازی با نچ نچ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام مدت در حاشیه جلسه نشست و شروع کرد به نچ نچ کردن درباره اینکه چرا بلیتهای هواپیما اینقدر گران شدهاند و سفر آنها را خراب کرده است.
💡 از اینکه باید هر روز صبح زود از خواب بیدار شود و در ترافیک سنگین شهر گیر کند، مدام در خانه شروع به نچ نچ کردن میکند.
💡 به جای اینکه با آرامش به حل مشکل بپردازیم، بهتر است از این نچ نچ کردنهای بیهوده دست برداریم و روی راهحلهای عملی تمرکز کنیم.