نمازخانۀ محلی

مترادف‌ها

محراب محلی، مسجد محلی

فرهنگستان زبان و ادب

{chapel of ease} [باستان شناسی] نمازخانۀ کوچکی که تحت پوشش و در حوزۀ یک کلیسای محلی است

جمله سازی با نمازخانۀ محلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اهالی این روستا برای انجام نمازهای واجب و مستحب خود، همیشه به کوچک‌ترین و نزدیک‌ترین نمازخانۀ محلی که در مرکز ده قرار دارد، می‌روند.

💡 مدیریت نمازخانۀ محلی با همکاری اعضای کمیته، سعی در بازسازی سقف و بهبود وضعیت فرش‌های موجود در آن فضای کوچک و صمیمی دارند.

💡 در بسیاری از مناطق محروم، وجود یک نمازخانۀ محلی می‌تواند منبعی برای تجمع مردم و برگزاری مراسم‌های مذهبی و اجتماعی مختلف باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران