ناگواریدگی
مترادفها
سختی، دشواری، ناگواری، مصیبت، گرفتاری
متضادها
خوشی، خوشایند، لذت
لغت نامه دهخدا
ناگواریدگی. [ گ ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) بدهضمی. || نادلچسبی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناگوارندگی شود.
سختی، دشواری، ناگواری، مصیبت، گرفتاری
خوشی، خوشایند، لذت
ناگواریدگی. [ گ ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) بدهضمی. || نادلچسبی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناگوارندگی شود.