مکتظ

مترادف‌ها

شلوغ، پر، متراکم

متضادها

خلوت، خالی

لغت نامه دهخدا

مکتظ. [ م ُ ت َظظ ] ( ع ص ) رنجور از امتلای طعام و پرشدگی شکم. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || وادی پرشده از سیل. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اکتظاظ شود.

جمله سازی با مکتظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خیابان‌های اصلی مرکز شهر در ساعات اوج ترافیک روزانه بسیار مکتظ هستند و حرکت خودروها با سرعت بسیار کمی انجام می‌شود.

💡 سالن بزرگ کنفرانس به دلیل حضور گسترده شرکت‌کنندگان در فضای بسیار مکتظ قرار گرفته بود و سیستم تهویه نیز کافی نبود.

💡 در ایام تعطیلات رسمی و مناسبت‌های خاص، مراکز تفریحی و پارک‌های شهری به شدت مکتظ می‌شوند و مدیریت جمعیت دشوار می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران