مکتظ

مترادف‌ها

شلوغ، پر، متراکم

متضادها

خلوت، خالی

لغت نامه دهخدا

مکتظ. [ م ُ ت َظظ ] ( ع ص ) رنجور از امتلای طعام و پرشدگی شکم. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || وادی پرشده از سیل. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اکتظاظ شود.

کلمات مرتبط