مهرقان

لغت نامه دهخدا

مهرقان. [ م ُ رُ / م َ رَ / م ُ رَ ] ( ع اِ ) دریا یا جای که آب روان گردددر وی. ( منتهی الارب ). ساحل البحر. ( اقرب الموارد ).
مهرقان. [ م ُ رُ ] ( اِخ ) شهری است به ساحل بحر بصره، معرب ماهی رویان. ( منتهی الارب، ماده هَرق ). شهری به ساحل دریای بصره، معرب ماهی رویان. ( فیروزآبادی ). معرب است و اصل آن ماهی رویان است. ( از المعرب جوالیقی ). رجوع به ماهی رویان شود.
مهرقان. [ م َ رُ ] ( اِخ ) یکی از قریه های ری. ( از معجم البلدان ) ( از الانساب سمعانی ).

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز