منشرج
متضادها
یکپارچه
لغت نامه دهخدا
منشرج. [ م ُ ش َ رِ ] ( ع ص ) کفته گردنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کفته و شکافته و گشاده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انشراج شود.
جمله سازی با منشرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پزشک پس از بررسی دقیق نتایج آزمایشهای تصویربرداری اعلام کرد که بافت عضلانی بیمار به دلیل آسیب شدید در اثر تصادفی که داشت، منشرج شده است.
💡 در بررسیهای دقیق میکروسکوپی مشخص گردید که لایههای محافظتی پوست در ناحیهی آسیبدیده به شدت دچار پارگی شده و به صورت منشرج درآمدهاند.
💡 تحلیلگران اقتصادی معتقدند که ساختار مالی این شرکت به دلیل مدیریت نادرست و سوءاستفادههای گسترده، به شدت منشرج و دچار آشفتگیهای بسیار بزرگ شده است.