لغت نامه دهخدا
مناولات. [ م ُ وَ] ( ع اِ ) ج ِ مناولة: در اثناء مناولات و تضاعیف آن حالات بهرام گور گفت دهقان را که... ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 21 ). رجوع به مناولة و مناولت شود.
مناولات. [ م ُ وَ] ( ع اِ ) ج ِ مناولة: در اثناء مناولات و تضاعیف آن حالات بهرام گور گفت دهقان را که... ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 21 ). رجوع به مناولة و مناولت شود.