مناخب
مترادفها
رأیدهنده، انتخابکننده
متضادها
نامناخب
لغت نامه دهخدا
مناخب. [ م َ خ ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ منخوب. ( اقرب الموارد ). رجوع به منخوب شود.
رأیدهنده، انتخابکننده
نامناخب
مناخب. [ م َ خ ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ منخوب. ( اقرب الموارد ). رجوع به منخوب شود.