ملکوتیه
مترادفها
ملکوتی، آسمانی
متضادها
زمینی، مادی
لغت نامه دهخدا
ملکوتیه. [ م َ ل َ تی ی َ] ( ع ص نسبی ) تأنیث ملکوتی. رجوع به ملکوتی شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مونث ملکوتی جمع: ملکوتیات.
ملکوتی، آسمانی
زمینی، مادی
ملکوتیه. [ م َ ل َ تی ی َ] ( ع ص نسبی ) تأنیث ملکوتی. رجوع به ملکوتی شود.
( صفت ) مونث ملکوتی جمع: ملکوتیات.