لغت نامه دهخدا
مستکلب. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استکلاب. کسی که همچو سگان بانگ کند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استکلاب شود.
مستکلب. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استکلاب. کسی که همچو سگان بانگ کند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استکلاب شود.