مستنهض
مترادفها
درخواستکننده کمک، بیدارکننده
لغت نامه دهخدا
مستنهض. [ م ُت َ هَِ ] ( ع ص ) برخاستن فرماینده جهت کاری. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنهاض شود.
درخواستکننده کمک، بیدارکننده
مستنهض. [ م ُت َ هَِ ] ( ع ص ) برخاستن فرماینده جهت کاری. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنهاض شود.