مستعرف

مترادف‌ها

شناخته‌شده، معروف

متضادها

مجهول، ناشناخته، نامأنوس

لغت نامه دهخدا

مستعرف. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعراف. شناختن خواهنده. ( منتهی الارب ). شناسنده. ( اقرب الموارد ). || دریای موج برآورنده. || آماده گردنده بدی. ( منتهی الارب ). رجوع به استعراف شود.

جمله سازی با مستعرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قراردادهای تجاری بین‌المللی، رعایت پروتکل‌های مستعرف و عرفی بین دو کشور برای جلوگیری از اختلافات حقوقی بسیار اهمیت زیادی دارد.

💡 این رفتار در میان اعضای این جامعه سنتی کاملاً مستعرف است و هر کسی که از این قواعد پیروی نکند، مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

💡 برای حل این مشکل، باید از روش‌های مستعرف و پذیرفته شده در مدیریت بحران استفاده کرد تا همه اعضای تیم با آن موافق باشند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران