مستبحث
مترادفها
جستجوگر، محقق
لغت نامه دهخدا
مستبحث. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص )نعت فاعلی از مصدر استبحاث. کاونده و تفتیش کننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استبحاث شود.
فرهنگ فارسی
کاونده و تفتیش کننده
جستجوگر، محقق
مستبحث. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص )نعت فاعلی از مصدر استبحاث. کاونده و تفتیش کننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استبحاث شود.
کاونده و تفتیش کننده