مزاعم

متضادها

حقایق، واقعیت‌ها، حقیقت‌ها

لغت نامه دهخدا

مزاعم. [ م َ ع ِ ] ( ع اِ ) خصومت و منازعت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال هذا أمر فیه مزاعم. || هر امر مشکوک که طرف وثوق و اعتماد نباشد. یقال فی قول فلان مزاعم. ( ناظم الاطباء ).
مزاعم. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) شاهد. رجوع به مزاعمت شود.

جمله سازی با مزاعم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از مردم بر اساس مزاعم و تصورات نادرست که در فضای مجازی منتشر شده است، تصمیمات عجولانه‌ای می‌گیرند که در نهایت منجر به ضرر مالی و روانی جدی آن‌ها می‌گردد.

💡 نباید اجازه داد که مزاعم و شایعات بی‌پایه و اساس، آرامش خانواده‌ها را در این دوران سخت اقتصادی از بین ببرد و باعث تفرقه میان دوستان و آشنایان شود.

💡 دانشمندان معتقدند که بسیاری از نظریات قدیمی که امروزه به عنوان مزاعم شناخته می‌شوند، تنها بر پایه مشاهدات ناقص و بدون آزمایش‌های علمی دقیق بنا شده بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران