مرسمه
لغت نامه دهخدا
( مرسمة ) مرسمة. [ م ُ رَس ْ س ِ م َ ] ( ع ص ) مؤنث مرسم، نعت فاعلی از مصدر ترسیم. رجوع به مرسِّم و ترسیم شود.
مرسمة. [ م ُ رَس ْ س َ م َ ] ( ع ص ) مؤنث مرسَّم، نعت مفعولی از مصدر ترسیم. رجوع به مرسَّم و ترسیم شود.
جمله سازی با مرسمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنرمند با دقت بسیار زیاد مشغول تراشیدن یک مرسمه کوچک از سنگ مرمر بود تا بتواند جزئیات ظریف چهره را به خوبی نمایش دهد.
💡 در موزه ملی، مجموعهای از مرسمههای باستانی نگهداری میشود که نشاندهنده هنر و مهارت بالای تمدنهای بسیار قدیمی در ساخت آثار هنری کوچک هستند.
💡 ساخت یک مرسمه دقیق نیازمند صبر زیاد، تمرکز بالا و تسلط کامل بر ابزارهای تراشکاری است تا نتیجه نهایی مطابق با انتظار هنرمند باشد.