متترس
مترادفها
ترسیده، بیمناک، ترسو، هراسان
متضادها
شجاع، بیباک، جسور
لغت نامه دهخدا
متترس. [ م ُ ت َ ت َرْ رِ ] ( ع ص ) سپرپیش دارنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). سپردار و آن که سپر دارد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تترس شود.
ترسیده، بیمناک، ترسو، هراسان
شجاع، بیباک، جسور
متترس. [ م ُ ت َ ت َرْ رِ ] ( ع ص ) سپرپیش دارنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). سپردار و آن که سپر دارد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تترس شود.