مبسل

لغت نامه دهخدا

مبسل. [ م ُ س ِ ] ( ع ص ) به هلاکت سپرنده کسی را. ( ناظم الاطباء ).
مبسل. [ م ُ س َ ] ( ع ص ) به هلاکت سپرده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
مبسل. [ م ُ ب َس ْ س َ ] ( ع ص ) حنظل مبسل؛ حنظلی که بی آمیزش چیزی خورده، ناخوش دارند مزه آنرا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از محیطالمحیط ).

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز