لاتحصی
مترادفها
بیشمار، بیتعداد، بیکران
متضادها
محدود، اندک، شمارشپذیر
لغت نامه دهخدا
لاتحصی. [ ت ُ صا ] ( ع جمله فعلیه، ص مرکب ) که شمرده نشود. بی شمار. رجوع به لاتعد و لاتحصی شود.
فرهنگ عمید
بی شمار، بسیار.
فرهنگ فارسی
فعل مضارع مجهول، شمرده نشود، بی شمار
( جمله فعلی: فعل مضارع مجهول مفرد مونث غائب از مصدر احصائ شمرده نشود بی شمار بسیار. توضیح غالبا بالااعد استعمال شود.
که شمرده نشود بیشمار