لغت نامه دهخدا
قیروطی. [ ق َ ] ( معرب، اِ ) قیروتی. ( از آنندراج ). رجوع به قیروتی شود.
قیروطی. [ ق َ ] ( معرب، اِ ) قیروتی. ( از آنندراج ). رجوع به قیروتی شود.
[ معر - یو. ] (اِ. ) = قیروتی: ۱ - موم، شمع. ۲ - مرهمی که آن را از روغن گل سرخ و اکلیل الملک و زعفران و کافور و موم سازند.
( اسم ) ۱ - موم شمع ۲ - مرهمی که آن را از گل سرخ و اکلیل الملک و زعفران و کافور و موم سازند.
قیروتی:
موم، شم
مرهمی که آن را از روغن گل سرخ و اکلیل الملک و زعفران و کافور و موم سازند.