واژه «قوقلامیس» یا «قوقلامس» در متون کهن داروشناسی و منابع طب سنتی، بهعنوان نامی معرّب و غیرشفاف برای گیاهی شناخته میشود که در منابع اسلامی اغلب با عنوان «بخور مریم» نیز آمده است. این اصطلاح از نظر ریشهشناسی دقیق و قطعی نیست و بیشتر به یک نام سنتی و محلی برای مجموعهای از گیاهان مشابه اشاره دارد تا یک گونه گیاهی واحد و مشخص. در منابعی مانند کتب دارویی قدیم، این نام گاهی بر چندین گیاه متفاوت اطلاق شده است، از جمله آذریون، کفّ الاسد و برخی گونههای سیکلامن وحشی. همین چندگانگی نشان میدهد که «قوقلامیس» بیش از آنکه یک نام علمی دقیق باشد، یک اصطلاح عام در طب سنتی بوده است. در برخی روایات و نقلهای افسانهای، علت نامگذاری «بخور مریم» به این گیاه به داستانی نسبت داده میشود که در آن گفته میشود گیاهی خوشبو بوده و به شکل پنج انگشت دیده میشده است. بر اساس این روایت، گفتهاند که مریم، مادر حضرت عیسی، دست بر آن نهاده و اثر پنج انگشت بر آن باقی مانده است، از همین رو به آن «شجره مریم» نیز گفتهاند. در متون قدیم، این گیاه با نامهای دیگری همچون عَرطَینشا، رَکفه، یربَع، خبرالمشایخ و خبرالقرود نیز ذکر شده است که نشاندهنده تنوع نامگذاری آن در مناطق مختلف است. از نظر طب سنتی، برای این گیاه خواص متعددی بیان شده است که از جمله آنها میتوان به خاصیت مسهل بودن بلغم و کمک به دفع رطوبتهای زائد بدن اشاره کرد. همچنین در برخی منابع، آن را دارای اثرات قاعدهآور، سقطکننده جنین، ضد مسمومیت ناشی از مارگزیدگی و حتی برطرفکننده لکههای پوستی دانستهاند. در مجموع، «قوقلامیس» نامی تاریخی و دارویی است که به مجموعهای از گیاهان با کاربردهای درمانی در طب سنتی اشاره دارد و بیشتر ارزش آن در متون کهن و داروشناسی اسلامی قابل بررسی است تا در طب جدید.