لغت نامه دهخدا
قعث. [ ق َ ] ( ع مص ) کم دادن: قعث له من الشی قعثاً؛ حفن له حفنة، ای اعطاه قلیلاً. ( اقرب الموارد ). رجوع به قعثة شود.
قعث. [ ق َ ] ( ع مص ) کم دادن: قعث له من الشی قعثاً؛ حفن له حفنة، ای اعطاه قلیلاً. ( اقرب الموارد ). رجوع به قعثة شود.