قاعده سلطنت بر اموال
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] یکی از قواعد مسلم فقهی، قاعده ای است که گاهی از آن به « قاعده تسلط » یا « قاعده تسلیط »، تعبیر می شود؛ ولی در عبارت فقها به قاعده سلطنت معروف است.
تمسک به این قاعده به دوران های اولیه فقه اسلامی بازمی گردد، هر چند که در متون فقهی قرون اول و دوم، نه به این قاعده، بلکه به متن حدیثی که بعدها مستند آن قرار گرفته، تمسک شده است.
مفاد قاعده
مفاد قاعده این است که هر مالکی، نسبت به مال خود تسلط کامل دارد و می تواند در آن هر گونه تصرفی اعم از مادی و حقوقی بکند، و هیچ کس نمی تواند او را بدون مجوز شرعی از تصرفات منع کند. به عبارت دیگر، به موجب این قاعده، اصل بر آن است که همه گونه تصرفات برای مالک مجاز است، مگر آن که به موجب دلیل شرعی خلاف آن ثابت گردد.
کاربرد قاعده
کاربرد این قاعده در موارد شک و تردید است؛ بدین معنا که هرگاه نسبت به جواز تصرف مالک تردید شود، با استناد به این قاعده می گوییم: با توجه به عدم دلیل شرعی بر منع، مالک مجاز به تصرف است. به گفته صاحب جواهر: «قاعدة سلطان المالک و تسلط الناس علی اموالهم، اصل لا یخرج عنه فی محل الشک». یعنی قاعده سلطنت مالک و (به تعبیر دیگر) تسلط مردم بر اموال خود، اصلی است که در موارد تردید (و عدم وجود دلیل بر خلاف) نمی توان از آن خارج شد.
جمله سازی با قاعده سلطنت بر اموال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دورانهای تاریخی مختلف، قاعده سلطنت بر اموال مشخص میکرد که حاکم چه میزان اجازه دارد بر داراییهای رعایا یا اموال عمومی نظارت و مدیریت داشته باشد.
💡 تحلیل حقوقی قدرت دولت بر داراییهای خصوصی مستلزم بررسی دقیق قاعده سلطنت بر اموال و مرزهای قانونی بین مالکیت فردی و اقتدار حاکمیت است.
💡 برخی از نظریات قدیمی حقوقی بر این باور بودند که قاعده سلطنت بر اموال، امکان دریافت مالیات از ثروتهای عمومی را برای دولت فراهم میسازد.