ضعیف البنیه
مترادفها
کمتوان، ضعیفالجثه، نحیف، سستبنیه
متضادها
قوی البنیه، نیرومند، تنومند، سالم
فرهنگ معین
(ضَ فُ لْ. بُ یِ ) [ ع. ضعیف - البنیة ] (ص. ) دارای بنیة ضعیف، بی حال و ناتوان، فاقد قوت.
فرهنگ عمید
آن که بنیه اش ضعیف است، سست بنیه، ناتوان.
فرهنگ فارسی
آنکه بنیه ای ضعیف دارد ناتوان مقابل قوی البنیه و.
ویکی واژه
ضعیف - البنیة
دارای بنیة ضعیف، بی حال و ناتوان، فاقد قوت.