ضجوج

مترادف‌ها

سر و صدا، هیاهو، غوغا، جنجال

متضادها

سکوت، آرامش

لغت نامه دهخدا

ضجوج. [ ض َ ] ( ع ص ) ناقه فریادناک بوقت دوشیدن و بار کردن. ( منتهی الارب ). شتر ماده که بوقت دوشیدن و بار کردن فریاد کند. ( منتخب اللغات ). بانگ کننده. ( مهذب الاسماء ).

کلمات مرتبط