لغت نامه دهخدا
شوله روب. [ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) آنکه محل خشک کردن سرگین گرمابه بانان را روبد. خاکروبه کش. سپور. روفت گر. ( یادداشت مؤلف ):
به نیم گرده بروبی به ریش بیست کنشت
به صد کلیچه سبال تو شوله روب نرفت.عماره مروزی.
شوله روب. [ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) آنکه محل خشک کردن سرگین گرمابه بانان را روبد. خاکروبه کش. سپور. روفت گر. ( یادداشت مؤلف ):
به نیم گرده بروبی به ریش بیست کنشت
به صد کلیچه سبال تو شوله روب نرفت.عماره مروزی.
خاکروبه کش سپور