سخامی تصویر معنی سخامی لغت نامه دهخدا سخامی. [ س ُ ] ( ع اِ ) می آسان فروشونده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به سخام شود. || ( ص ) سیاه: لیل سخامی. ( اقرب الموارد ). کلمات مرتبط محمومی سخامیه اسخم سواغ صمک قربج