دست برگشودن

مترادف‌ها

باز کردن، بخشیدن، عطا کردن، آزاد کردن

متضادها

دست بستن، خسیس بودن

لغت نامه دهخدا

دست برگشودن.[ دَ ب َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) دست برگشادن. گشودن دستها. || آزاد گذاشتن دستها. || تعدی کردن. تجاوز آغازیدن. رجوع به دست برگشادن شود.

فرهنگ فارسی

دست برگشادن گشودن دستها یا تعدی کردن.، ( مصدر ) آزاد گذاشتن ( در کاری )

کلمات مرتبط