خیزگیر
متضادها
فروکشکننده، پایینآینده
لغت نامه دهخدا
خیزگیر. ( اِ مرکب ) نوعی بازی است که آنرا خیزبگیر گویند. رجوع به خیز بگیر شود.
|| کبوتر ماده که در وقت نشاط کبوتر نر مستی کند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نوعی بازیست که آنرا خیز بگیر گویند
جمله سازی با خیزگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با گذشت زمان و تغییرات اقتصادی، جنبشهای اجتماعی جدیدی برای اعتراض به بیعدالتیها در سطح شهر خیزگیر شدهاند تا صدای مردم را برسانند.
💡 پس از سالها سکوت و انزوا، ناگهان جریانی تازه از تفکرات نو و خلاقانه در میان نسل جوان در سراسر کشور خیزگیر شده است.
💡 در پی وقوع بحرانهای مالی شدید، تلاشهای گستردهای برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده و بهبود وضعیت معیشتی مردم در مناطق محروم خیزگیر شده است.