خفدان

لغت نامه دهخدا

خفدان. [ خ َ ف َ ] ( ع مص ) تیز رفتن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). خَفَد. خَفْد. رجوع به خفد در این لغت نامه شود.
خفدان. [ خ َ ] ( اِ ) خفتان. جبه و سلاح در روز جنگ. ( ناظم الاطباء ). رجوع به خفتان در این لغت نامه شود.
خفدان. [ خ َ ف َ ] ( اِخ ) نام موضعی است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(خَ ) (اِ. ) نک خفتان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) قسمی جام. کژ آگند که بهنگام جنگ میپوشیدند کژ آگند قز آکند.
نام موضعی است

ویکی واژه

نک خفتان.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز