خجالیدن

مترادف‌ها

شرم کردن، حیا کردن، خجالت کشیدن، کم‌رو شدن

متضادها

افتخار کردن، خودنمایی کردن، جسارت داشتن

لغت نامه دهخدا

خجالیدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) در برگرفتن. در آغوش گرفتن. بغل گیری کردن. در کنار گرفتن. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 389 ).

کلمات مرتبط