حاشک

لغت نامه دهخدا

حاشک. [ ش ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حشک. پی هم آینده. ج، حواشک. ( منتهی الارب ). || قوس حاشک؛ کمان سخت. ( منتهی الارب ). || نخلةحاشک؛ خرمابن بسیاربار. ( منتهی الارب ). درختی که خرما بسیار آورد. || ریاح حواشک؛ بادهای مختلف المهب و بادهای تند یا نرم و سست. ( منتهی الارب ).

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
مطلقه یعنی چه؟
مطلقه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز