لغت نامه دهخدا
تنضیج. [ ت َ ] ( ع مص ) تا یک سال بچه ناآوردن ناقه. ناقة منضج نعت است از آن و منضجات جمع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و فی الاساس: نضجت الناقة الحمل؛ جاوزت به وقت الولاد. ( اقرب الموارد ).
تنضیج. [ ت َ ] ( ع مص ) تا یک سال بچه ناآوردن ناقه. ناقة منضج نعت است از آن و منضجات جمع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و فی الاساس: نضجت الناقة الحمل؛ جاوزت به وقت الولاد. ( اقرب الموارد ).