لغت نامه دهخدا
تقامر. [ ت َ م ُ ] ( ع مص ) با هم قمار بازیدن. ( زوزنی ) ( دهار ). قمار با یکدیگر. ( ناظم الاطباء ). همدیگر به گرو چیزی باختن و نبرد کردن باهم به گرو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تقامر. [ ت َ م ُ ] ( ع مص ) با هم قمار بازیدن. ( زوزنی ) ( دهار ). قمار با یکدیگر. ( ناظم الاطباء ). همدیگر به گرو چیزی باختن و نبرد کردن باهم به گرو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ مُ ) [ ع. ] (مص ل. ) با یکدیگر شرط بستن و قمار کردن.
با یکدیگر شرط بستن و قمار کردن.