تعیینی و تخییری

در علم اصول فقه، واجب تعیینی و واجب تخییری دو اصطلاح مهم در تقسیم‌بندی انواع وجوب به شمار می‌روند که بر اساس نوع تعلق امر شارع به مکلف تعریف می‌شوند. واجب تعیینی به عملی گفته می‌شود که شارع مقدس به طور مشخص و معین همان عمل را از مکلف خواسته است و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد. در این نوع واجب، فرد مکلف موظف است دقیقاً همان عمل تعیین‌شده را انجام دهد و امکان انتخاب گزینه دیگر برای او مطرح نیست. در مقابل، واجب تخییری حالتی است که شارع انجام یکی از چند عمل را به عنوان وظیفه کافی قرار داده و مکلف در انتخاب میان آن‌ها آزاد است. به بیان دیگر، در واجب تخییری، چند گزینه به عنوان بدل‌های شرعی در نظر گرفته می‌شود و انجام هر یک از آن‌ها موجب امتثال امر الهی خواهد بود. برای مثال، در برخی کفاره‌ها مانند کفاره روزه‌خواری عمدی، مکلف می‌تواند بین آزاد کردن برده، روزه گرفتن دو ماه یا اطعام شصت فقیر یکی را انتخاب کند. همچنین در برخی احکام عبادی مانند قصر و اتمام نماز در مکان‌های خاص، نوعی تخییر برای مکلف در نظر گرفته شده است. بخش عمده واجبات در فقه از نوع تعیینی هستند، اما وجود واجبات تخییری نیز در منابع فقهی امری پذیرفته شده و رایج است. با این حال، برخی اصولیان درباره امکان عقلی واجب تخییری بحث و اشکالاتی مانند تعلق اراده به امر مردد را مطرح کرده‌اند. در مجموع، واجب تعیینی بر تعیین یک عمل مشخص تأکید دارد، در حالی که واجب تخییری بر آزادی انتخاب میان چند عمل مشروع برای تحقق یک وظیفه شرعی دلالت می‌کند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تعیینی و تخییری، دو اصطلاح در اصول فقه اند.
از جمله تقسیمات وجوب در منابع اصولی، تقسیم آن به تعیینی و تخییری (مخیر) است که تقسیم به لحاظ مورد و متلعق امر، صورت گرفته است.
از دیدگاه اصولیان، واجب تعیینی آن است که شارع یک چیز معیّن را بخواهد و واجب تخییری آن است که شارع چیزی را به طور مبهم از میان چند چیز طلب کند.
به تعبیر شیخ بهائی، در واجب تخییری، شارع برای واجب، بدلی از غیر نوع آن تعیین می کند که انجام دادنش در حال اختیار جایز است (الواجبُ المخیَّر ما عَیّن له الشارعُ بدلاً مِن غیرِ نوعه اختیاراً).
وجود واجبات تخییری در فقه اسلامی
بخش عمده واجبات، واجب تعیینی اند و در عین حال وجود واجبات تخییری در فقه اسلامی انکارناپذیر است و بیش تر در احکام مربوط به کفّارات و مجازاتها دیده می شود، از جمله در کفّاره روزه خواری عمدی در ماه مبارک رمضان که عبارت است از آزادسازی برده یا روزه گرفتن به مدت دو ماه یا سیر کردن شصت فقیر، کفاره کندن موی سر یا وارد ساختن جراحت به صورت خود به هنگام وقوع مصیبت، برای زنان، کفّاره شکستن سوگند که به موجب آیه ۸۹ سوره مائده عبارت است از سیر کردن ده فقیر یا پوشانیدن ده برهنه یا آزادسازی عبد، کفّاره «ایلاء» که همانند کفّاره سوگند است و مجازات محاربه، که به استناد آیه ۳۳ سوره مائده قتل یا به دار آویختن یا قطع دست راست و پای چپ یا تبعید است.
همچنین باید به تخییر در قصر و اتمام نماز، در چهار محل (اماکن اربعه) یعنی مکه (یا مسجد الحرام)، مدینه (یا مسجد نبوی)، حائر امام حسین علیه السلام و جامع کوفه اشاره کرد.
در عصر غیبت امام دوازدهم علیه السلام نیز شمار زیادی از فقهای امامیه قائل به تخییر بین نماز جمعه و نماز ظهر در روز جمعه اند.
شبهات نسبت به امکان تحقق واجب تخییری
با این همه، در میان اصولیان، شبهاتی چند نسبت به امکان تحقق واجب تخییری مطرح شده است، از جمله آن که اراده همواره نیاز به متعلَّق دارد و متعلَّق اراده نمی تواند یک چیز مردّد و نامعیّن باشد، زیرا اراده فاعل سبب اقدام وی و انجام دادن فعل می گردد و این اراده صرفاً می تواند به یک امر معیّن و محدود تعلق گیرد.
به همین ترتیب، آمر هم نمی تواند به یکی از چند چیز امر کند، زیرا تعلق اراده وی به امر مبهم و نامعیّن محال است.
بنابراین امکان تحقق وجوب تخییری معقول نیست.
همچنین گاه واجب تخییری با ماهیت وجوب ناسازگار قلمداد شده است، زیرا از جمله ارکان وجوب، جایز نبودن ترک آن است؛ در حالی که در واجب تخییری، بر اساس تعریف، ترکِ متعلَّق وجوب جایز است.
← رفع شبهه
...