برونگرد
متضادها
درونگرد
لغت نامه دهخدا
برونگرد. [ ب َرْ وَ گ ِ ] ( اِخ ) برونجرد، که قریه بزرگیست به مرو. ( یادداشت دهخدا ). رجوع به برونجرد شود.
درونگرد
برونگرد. [ ب َرْ وَ گ ِ ] ( اِخ ) برونجرد، که قریه بزرگیست به مرو. ( یادداشت دهخدا ). رجوع به برونجرد شود.