ایژغنج

لغت نامه دهخدا

ایژغنج. [ غ ُ ] ( اِ ) جوال. رجوع به ایزغنج شود.

جمله سازی با ایژغنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با وجود تمام تلاش‌های فراوان، باز هم در حل کردن این مسئله بسیار ایژغنج و پیچیده با سیاست‌های جدید روبرو شد.

💡 زندگی گاهی با چالش‌های ایژغنج و بسیار دشوار همراه می‌شود که برای عبور از آن‌ها نیاز به صبر و حوصله داریم.

💡 آن مرد با شخصیتی ایژغنج و سخت‌گیر شناخته می‌شد که به راحتی نمی‌توانست با کسی وارد مذاکرات دوستانه و صمیمانه شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران