اکتواء
لغت نامه دهخدا
اکتواء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اکتوا. اکتیاء. کی. ( المصادر زوزنی ). به داغ شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). داغ کردن. داغ برنهادن. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به اکتیاء شود.
جمله سازی با اکتواء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون قدیمی فلسفی، بحثهای بسیار پیچیدهای در مورد اکتواء یا همان خویشتنداری در برابر خواهشهای نفسانی و امیال زودگذر زندگی بشری وجود دارد.
💡 سیاستمداران باید در تصمیمگیریهای حساس ملی، نوعی اکتواء نسبت به منافع شخصی خود نشان دهند تا اعتماد عمومی در میان ملتها حفظ شود.
💡 برخی روانشناسان معتقدند که توانایی اکتواء و کنترل تکانههای ناگهانی، یکی از مهمترین شاخصهای بلوغ روانی و سلامت عاطفی در بزرگسالان است.