امص تصویر معنی امص لغت نامه دهخدا ( آمص ) آمص. [ م ِ ] ( معرب، اِ ) ( معرّب خامیز ) گوشت خام که در سرکه پرورند. || طعامی از گوشت یا پوست گوساله. || شوربای سکباج سرد که روغن آن را پس از سرد شدن بردارند. و آن را آمیص نیز گویند. کلمات مرتبط سکبا مصوص غشق کامخ تاسمصت الحم