ام ادراص

لغت نامه دهخدا

ام ادراص. [ اُم ْ م ُ اَ ] ( ع اِ مرکب ) سختی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بلا. بلیه. ( اقرب الموارد ): وقعوافی ام ادراص؛ در مهلکه افتادند. ( از اقرب الموارد ) ( المرصع ). || داهیة. بلای بزرگ. ( اقرب الموارد ). || موش دشتی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). موش صحرایی. یربوع. ( اقرب الموارد ذیل درص ).

فرهنگ فارسی

سختی. بلا بلیه یا داهیه بلای بزرگ.

قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
گل مریم یعنی چه؟
گل مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز