اقتیار
مترادفها
اختیار، قدرت، اقتدار
متضادها
بیاختیاری، اجبار، ناچاری
لغت نامه دهخدا
اقتیار. [ اِ ] ( ع مص ) گرد بریدن چیزی را. || محتاج گردیدن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || بحث کردن و بازکاویدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به اقتوار شود.