لغت نامه دهخدا
اشنانکوب. [ اُ ] ( اِ مرکب ) ابزاری که بدان اشنان کوبند:
چه نیمور و چه اشنانکوب بقال
چه نیمور و چه گندم کوب هراس.سوزنی.
اشنانکوب. [ اُ ] ( اِ مرکب ) ابزاری که بدان اشنان کوبند:
چه نیمور و چه اشنانکوب بقال
چه نیمور و چه گندم کوب هراس.سوزنی.