استغواء
مترادفها
فریب، گمراه کردن
متضادها
هدایت، ارشاد، رستگاری
لغت نامه دهخدا
استغواء. [ اِ ت ِغ ْ ] ( ع مص ) طلب گمراهی کردن. || بیراه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بدراهی دادن. گمراه کردن.
فریب، گمراه کردن
هدایت، ارشاد، رستگاری
استغواء. [ اِ ت ِغ ْ ] ( ع مص ) طلب گمراهی کردن. || بیراه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بدراهی دادن. گمراه کردن.