اخلامور تصویر معنی اخلامور لغت نامه دهخدا اخلامور. [ اَ ] ( اِ ) زیرفون. نرمدار. گاوکُهُل. پالاد. پالاس. رجوع به زیرفون شود. کلمات مرتبط خرونیه اخکلندو اخگوک اظفارالحمار اسب گذار صلوان کشملخ