یفعان
مترادفها
مار، افعی
لغت نامه دهخدا
یفعان. [ ی ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ یافع. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به یافع شود.
فرهنگ فارسی
جمع یافع
مار، افعی
یفعان. [ ی ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ یافع. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به یافع شود.
جمع یافع