یرتقن
مترادفها
مهارت مییابند، استاد میشوند
متضادها
سقوط میکنند، فرود میآیند
لغت نامه دهخدا
یرتقن. [ ی َ ت َ ق َ ] ( ص، اِ ) آفریدگار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ اشتنگاس ). رجوع به آفریدگار شود.
فرهنگ فارسی
آفریدگار
مهارت مییابند، استاد میشوند
سقوط میکنند، فرود میآیند
یرتقن. [ ی َ ت َ ق َ ] ( ص، اِ ) آفریدگار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ اشتنگاس ). رجوع به آفریدگار شود.
آفریدگار